ضرورت , تعاریف و اصطلاحات مربوط به مرمت
به اين ترتيب، امروزه مرمت به حوزه هاي كوچك و محدود يا محيط هاي خاص منحصر نمي شود بلكه راه و رسم يك انديشه كلي است كه بايد در سطح جامعه و در ميان اقشار اجتماعي نفوذ كند و انتشار يابد. از سوي ديگر، خلاقيت رشد و توسعه را برانگيزد. همين خلاقيت حاصل اعتماد به نفس و باور به خويشتن است. اما هر گونه كنش خلاق مستلزم هويت است. بستر تكامل و رشد انسان، بر روند كيفيت توسعه تاثيري بنيادي مي گذارد و اين بستر را قاعدتاً ميراث فرهنگي هر ملتي فراهم مي آورد. از سوي ديگر، در دنياي شتابناك امروزي كه در جوامع گوناگون براي دستيابي به پيشرفت و توسعه، مسابقه و رقابتي بي امان در جريان است، حضور ميراث بازمانده گذشته ها در فضاي توسعه، نوعي مصونيت پديد مي آورد. تاثير فراگير اين مصونيت در ابعاد بينشي، عاطفي و ذهني و كالبدي است. در هر حال مرمت هم حفاظت ميراث پيشينيان است و هم انديشيدن به آينده را تضمين مي كند.
اصطلاحات و واژه شناسي مرمت
چكيده
واژگان مطرح در مرمت و مرمت شهري در جهان، تعاريف گوناگوني دارند كه با توجه به بستر فضايي و زماني مربوط به آن معاني متفاوتي مي يابند. اين مقاله به منظور حصول به معنايي خاص بر آن شد تا به تعريف و تشريح مجموعه اي از واژگان و اصطلاحات مطرح در مرمت شهري بپردازد، تا از آن راه بتواند به خلق زباني مشترك بيانجامد و با كاربست آن به هماهنگي، تكميل و هم سويي اقدامات و مداخله هاي مرمتي شهر به صورت همزمان و در زماني كمك نمايد.
واژه هاي كليدي
مرمت، معاصر سازي، تعمير، نگهداري، بهسازي، نوسازي، بازسازي، بازيافت، مراقبت، جلويگري و ضمانت، حمايت، استحكام بخشي، توانبخشي، بهبود، سازماندهي و بازآباداني، تجديد حيات، انطباق، به روز كردن، تبديل، دگرگوني، حفاظت، نوشدن، احياء تخريب، پاكسازي، آواربرداري، دوباره سازي، الگويابي مجدد، يكپارچه سازي و وحدت مجدد، بيان متفاوت و موقعيت دوباره يافتن.
مرمت اقدامي است آئيني، مستمر و آگاهانه كه به منظور معاصر سازي، جلوگيري از فرسايش و فرسودگي و طولاني كردن عمر بنا، مجموعه يا بافت صورت مي پذيرد. اين اقدام شامل مجموعه مداخله هايي است كه در شرايط متفاوت معاني مختلفي به خود ميگيرد. گو اينكه نمي توان آن را با يك روش مشخص، در زمان ها و شرايط مطرح در مرمت و مرمت شهري سبب شده است تا ديدگاه ها و نظرهاي متفاوتي در اين زمينه مطرح گردند كه خود سرمنشاء اختلاف نظرهاي مختلف مربوط به آن مي باشد. از اين رو آن چه در پي مي آيد، مجموعه تعاريف مطرح در زمينه مرمت شهري است كه با توجه به زمينههاي موجود در آن در بافت ها و فضاهاي شهري ايران و ديدگاه نويسندگان اين مقاله تدوين يافته است.
معاصر سازي (Regeneration)
معاصر سازي فرايندي است كه به خلق فضاي شهري جديد با حفظ ويژگي هاي اصلي (كالبدي و فعاليتي) فضايي جديد انجام شود.
دوباره سازي (Rebuilding)
دوباره سازي گاه به معناي ساخت مجدد و سازمان فضايي بر اساس آن چه از قديم بوده است، مي باشد (امري كه امروز منسوخ است) و گاه به معناي ايجاد و رسوم و قابل انتقال به آينده.
الگويابي مجدد (Remodeling)
اين امر، در اثر اقدام مرمت شهري حادث مي شود. در اين اقدام معمولا سعي ميشود الگويي جديد از سازمان فضايي به دست آيد، به گونه اي كه اين الگوي تازه هم شكل هاي جديدي را ارائه دهد و فعاليت تازه اي را سبب شود و همچنين فضايي ديگر گونه را مطرح مي سازد. الگويابي مجدد به اصلاح و ايجاد تغييرات در اثر، نظر دارد. اين كار ميتواند هاله يا خطوطي از الگوي كهن را در خود داشته باشد ولي به معناي بازگشت مستقيم به همان الگو نيست. در واقع، اين اقدام با نگاهي مجدد به سازمان فضايي كهن، الگويي جديد را مطرح مي سازد. در الگوسازي مجدد، مرمت مي تواند بدون توجه به سابقه تاريخي اثر نيز صورت پذيرد. اين اقدام ممكن است با اين هدف انجام شود كه اثر نقش معني خود را بهتر ايفا كند و يا ممكن است با هدف تغيير كاربري و عملكرد بنا انجام گيرد.
يكپارچه سازي و وحدت مجدد (Reintegration)
اين اقدام در طي روند مربوط به، از نو فعال شدن، ادغام و وحدت مجدد انجام ميشود و در واقع زماني حادث مي گردد كه بخش يا بخش هايي از سازمان فضايي موجود در عمل از چرخه روابط فضايي و زيستي خارج شده باشند و حيات مجدد بخشيدن به آن بخش يا بخش ها و از نو فعال كردن آن ها و پيوند مجدد آنها به پيكره سازمان فضايي در دستور كار قرار داشته باشد. يكپارچه سازي و وحدت مجدد گاه مي تواند در مقياس كل بافت كهن در رابطه با كل شهر موجود صورت پذيرد. در اين اقدام، يگانگي مجرد مد نظر بوده و فضايي شهري در كليت آن مراد مي شود. در اين اقدام، سودبردن از فعاليتها و بناهاي گذشته به معناي بازگشت به سازمان فضايي كهن و روابط حادث از آن نخواهد بود، بلكه به معناي تعريف مجدد از سازمان فضايي موجود يا ديگر بخش هاي آن مي باشد.
بيان متفاوت و موقعيت دوباره يافتن (Restatement)
اين واژه به معناي بازگويي مفهوم به بيان دگر است اين واژه در مرمت شهري نيز جايگاه ويژه اي دارد و در معاصر كردن سازمان فضايي كهن نقش اساسي مي يابد. اين اقدام در پي بازگويي مفاهيم كهن- ارزش ها، هنجارها و رفتارهاي شهري در قالب هاي جديد به گونه اي است كه اين قالب ها بتواند در عين به روز كردن مفاهيم كهن، محل ورود آنها به سازمان فضايي آتي شهر نيز باشند، به سخني ديگر، اين اقدام در پي فعال كردن دوباره يا دوباره بر پا نگه داشتن وضعيت اثر يا بافتي است كه بيش از هر چيز كارايي سنتي خود را از دست داده باشد. و از بازگشت مجدد اثر يا بافت به محيط پيراموني و تجديد حيات آن نشان دارد.
مراقبت، جلوگيري و صيانت (Preservation)
از واژه به معناي حفظ، نگهداري، ممانعت و جلوگيري كردن از خطر و آسيب هايي است كه به كالبد يا عملكرد اثر وارد مي شود و در نهايت به اتخاذ تدابير مناسب براي جلوگيري از خطرات احتمالي مي انجامد. در اين امر، بازرسي و بازبيني منظم، نگه داري، تعمير، مطالعه انواع دگرگوني هاي سازه اي و تغييرات شكل هاي احتمالي و شناخت خطرات و آسيب هاي ناشي از فرسودگي و فرسايش فضا، مجموعه و بنا، از جمله عوامل مهمي است كه مد نظر مي باشد. اين اقدام، پيش از آن كه اقدامي عملي محسوب شود، نوعي بازبيني و بازنگري دائمي است كه در بقاي فضاي شهري نقش مثبتي بازي مي كند، گاهي دامنه اين واژه آن قدر گسترش مي يابد كه از آن به عنوان امري آييني ياد مي شود، به طوري كه مخالفت با آن و يا حتي بي توجهي به آن، نوعي عمل ضد آييني محسوب ميشود.
حمايت (protection)
اين واژه به معناي ايجاد شرايط مناسب به منظور حفظ و نگه داري مداوم فضاي شهري است. حمايت مي تواند در برگيرنده مجموعه اقداماتي نظير تهيه و تدوين قوانين، جلب حمايت هاي دولتي، تعيين حوزه هاي حفاظتي و .. بوده و اقدامات مرمتي و تعمير را نيز شامل شود.
استحكام بخشي (Consolidation)
استحكام بخشي به مجوعه اقداماتي اطلاق مي شود كه توسط آن بتوان شاهد افزايش امنيت، قدرت و استحكام فضا، مجموعه و يا بنا بوده هدف اساسي اين عمل، بالا بردن ميزان دوام و يكپارچگي در ساختار سازمان فضايي است. در مقياس فضاي شهر و مجموعه شهري، اين امر در استحكام بخشي استخوان بندي فضايي و در مقياس بنا در استحكام بخشي و تقويت سازه بنا مطرح مي گردد.
توان بخشي (Rehabilitation)
توان بخشي به معناي تجديد توان، تجديد حيات و حتي تجديد حيثيت يك بافت كهن است. توان بخشي از طريق تزريق فعاليت جديد در فضا سبب تجديد حيات بافت كهن ميگردد. تجديد حيات يا تجديد حيثيت مي تواند تبديل به ابقا و ارتقاي هويت شهر گردد. اين واژه پس از آن كه امري عملي محسوب مي شود، امري مفهومي و رواني است.
بهبود، سازماندهي و بازآباداني (Improvement)
اين واژه به مجموعه اقداماتي اطلاق مي شود كه باعث تقويت جنبه هاي مثبت و تضعيف جنبه هاي منفي فضا، مجموعه و بنا شود. اين اقدام با تاكيد و با استفاده از امكانات بالقوه و بالفعل موجود در فضا، مجموعه و يا بنا سعي در كاهش محدوديت ها و كاستي ها دارد. اين اقدام مي تواند مسائل اجتماعي اقتصادي، مالي، فني، اداري يا اجرايي و كالبدي- فضايي را در برگيرد.
تجديد حيات (Revitalization)
اين واژه شامل مجموعه اقدامات متنوع و تكميلي است كه براي بازگردانيدن حيات مجدد و يا زندگي مجدد به بنا، مجموعه يا فضاي شهري مورد نظر صورت مي پذيرد. اين اقدامات مي توانند در سازمان كالبدي- فضايي صورت پذيرد و سبب حذف يا اضافه نمودن بخش هايي از سازمان كالبدي- فضايي بافت كهن شوند، بي آن كه به هيئت كلي آن خدشه اي وارد شده باشد. معاصر سازي مورد نظر در اين اقدامات، تمام عرصه هاي اجتماعي اقتصادي، فرهنگي و كالبدي را شامل مي شود.
انطباق (Adaptation)
اين واژه را مي توان معادل «به روز كردن» يا «به روز شدن» به كار گرفت. انطباق اصطلاحا شامل سلسله اقداماتي است كه با ايجاد شرايط مناسب در سازمان فضايي – كالبدي سازش ميان كالبد و فضاي كهن با نيازهاي امروزي را سبب مي گردد.
تبديل، دگرگوني (Conversion)
اين واژه به معناي تغيير خط، تغيير جبهه، تغيير شكل، تغيير ماهيت و تغيير عقيده مي باشد و مجموعه اقداماتي را شامل مي شود كه بتوانند به تغييرات از پيش گفته شده به نحوي پاسخ گويند كه اخلال حادث شده از اين تغييرات را از ميان بردارند. در مرمت شهري اين واژه در زمينه تغيير و تبديل بنا، مجموعه و يا فضاهاي كهن شهري به كار گرفته مي شوند كه نياز به معاصرسازي دارند و مي توان با هر يك از تغييرات مورد نظر، اين امر را به انجام رسانيد.
حفاظت (Conservation)
اين واژه به معناي حفاظت و نگه داري اثر در شكل طبيعي و اوليه خود است، به گونه اي كه اثر بتواند به نيازهاي امروزين پاسخ گويد و يا آن كه با تغييراتي چند در شكل طبيعي به حيات خود ادامه مي دهد. حفاظت معمولا براي جلوگيري از فرسايش طبيعي يا انسان ساخت صورت مي گيرد. فرسايشي كه مي تواند به فروريزي اثر منجر شود. اين تعريف، حفاظت را به معناي نوشدن دائمي نزديك مي كند.
نوشدن (Renewal)
اين واژه به معناي شكل دادن و با ارزش كردن مجدد يك فضاي شهري، مجموعه و يا بنا است كه از طريق مداخله هاي كالبدي، فضايي صورت مي پذيرد.
احياء (Restoration)
اين واژه به معناي يگانگي بخشيدن به همه بخش هاي از ميان رفته اثر يا سازمان فضايي است به گونه اي كه بتوان كليت خدشه دار شده را از نو ايجاد كرد. اين امر امروزه در اقداماتي ويژه براي بناها يا مجموعه ها يا بافت هاي شهري بسيار با ارزش در مقياس ملي و جهاني مطرح مي شود. به سخن ديگر، احيا يا بازگشت به بنا،مجموعه و يا فضاي شهري اوليه، سبب بازگرداندن حالت وجودي، ذاتي و اصلي به بنا، مجموعه و يا فضاي شهري مي گردد. اين واژه خصوصا براي بافت هاي تاريخي كهن و با ارزش به كار گرفته مي شود. اين عمل بر مبناي احترام به كيفيت قديمي بنا و بر مستندات اصيل آن استوار است بنابراين در اين اقدام بر ذكر تاريخ و مشخصات هر نوع مداخله اي، پس از زمان ساخت اصلي بنا، مجموعه و يا فضاي شهري تاكيد مي شود. امروزه احياء محدوديت هاي زماني مفاهيم گذشته خود را در هم شكسته است و به مفهومي كاملاً تحقيقي بر مبناي فرايندي خلاقانه استوار است.
تخريب (Demolition)
تخريب به مجموعه اقداماتي اطلاق مي گردد كه قبل از هر گونه عمل بازسازي براي مهيا كردن زمين (بنا، مجموعه، بافت) مخروبه و يا متروكه انجام گيرد. اين امر با آماده سازي زمين امكان پياده كردن طرح هاي نوسازي را فراهم مي آورد. تخريب گاه براي يكپارچه سازي زمين و گاه در لابه لاي سازمان فضايي موجود صورت مي پذيرد.
پاكسازي، آواربرداري (Clearance)
پاك سازي مجموعه عملياتي است كه براي مهيا كردن زمين فضاهاي مخروبه در سازمان فضايي موجود صورت مي پذيرد. آواربرداري مي تواند براي روشن كردن خطوط سازمان فضايي كهن صورت پذيرد و يا در پي ايجاد سازمان منجر مي گردد. در اين اقدام، فضاي شهري جديدي حادث مي شود كه ضمن حفظ شباهت هاي اساسي با فضاي شهري قديم تفاوت هاي ماهوي و معنايي را با فضاي قديم نيز به نمايش مي گذارد. اين واژه به معناي تجديد نسل و از نو سربرآوردن نيز مي باشد كه در واقع به معناي نو شدن و به روز آمد شدن مي باشد گو اينكه اين اقدام مي تواند ضمن شباهت هاي ظاهري از تفاوتهاي رفتار و هنجار نيز برخوردار باشد و خود داراي شخصيت و هويتي مستقل ميباشد.
تعمير (Repair)
تعمير دربرگيرنده مجموعه دخالت هايي است كه جملگي آنها سعي در بهبود وضعيت كالبدي فضاي شهري دارند، تعمير به صورت مقطعي و زماني به شكل مداوم انجام مي پذيرد. اين واژه دربرگيرنده مداخله هايي است كه باعث افزايش عمر فضاي شهري مجموعه و يا بنا مي گردد. اقدامات مربوط به تعمير معمولا به صورت مداوم صورت مي پذيرد.
نگهداري (Maintenance)
نگه داري نگرشي فراتر از تعمير به اثر دارد. نگه داري، به روز بودن اثر را در نظر قرار مي دهد و دربرگيرنده مجموعه دخالت هايي است كه سعي در بهبود وضعيت فضاي شهر (فعاليت كالبد) و معاصرسازي آن دارند.
بهسازي (Rehabilitation)
بهسازي به مجموعه اقداماتي اطلاق مي شود كه با اندك تغييراتي در فعاليت، موجبات افزايش عمر اثر را فراهم مي گرداند، در هر يك از اقدامات مربوط به بهسازي، مداخله اي چشمگير در كالبد صورت نمي گيرد. زيرا كالبد در شرايط مناسبي به سر ميبرد و تنها با جايگزيني عملكرد مناسب فعاليت، از فرسايش فضاي شهري جلوگيري مي شود. بنابراين با ايجاد تغييراتي در فعاليت شهري، مي توان شاهد فضاهاي شهري مطلوب بود. بايد توجه داشت كه عمل بهسازي در معاصر كردن فضاي شهري نهفته است و نه در بازتوليد فضاي شهري گذشته.
نوسازي (Renovation)
نوسازي دربرگيرنده مجموعه اقداماتي است كه با تغييرات برنامه ريزي شده در كالبد، علاوه بر طولاني شدن عمر اثر، به احياي آن نيز مدد مي رساند. در نوسازي بر فعاليت دائمي فضا تاكيد شده و با ايجاد تغييراتي در كالبد، آن را معاصر مي كند و به ايجاد فضاي شهري مناسب منجر مي شود. پس نوسازي شهري نيز سردر معاصرسازي دارد. اين عمل بر خلاف بهسازي، مي تواند به ايجاد فضاهاي شهري جديدي بينجامد كه به گفت و گوي خلاق بين گذشته و آينده مدد رساند.
بازيافت (Recuperation)
بازيافت به آن دسته از اقداماتي اطلاق مي شود كه با حداقل هزينه و حداقل مداخلات به ايجاد شرايط زيست بهينه در فضاي شهر منجر گردد. در واقع بازيافت به مجموعه اقداماتي اطلاق مي گردد كه شرط دوم و بقاي فضاي شهري را در محيط پيرامونش بيشتر كند.